تبليغاتX
آموزش فارکس
اگر در بازار فارکس سود میکنید هیچکدام از مطالب برای شما مفید نیست. از این محیط خارج شوید!

اصول اولیه در تحلیل تکنیکال را دیدیم. اکنون به سراغ اولین مفاهیم این تحلیل می رویم و از روندها شروع می کنیم.

همانطور که دیدیم روند موجودیست که در تحلیل تکنیکال اهمیت ویژه ای دارد. به همین دلیل باید ابن موجود را تعریف کنیم. برای کوتاه کردن مطالب از تاریخچه پبدایش روند صرفنظر می کنیم.

 

به جهت اصلی بازار (در هر تایم فریم) روند می گوییم. هرچند این تعریف بسیار کلی است اما درست ترین تعریف از روند می باشد. از این تعریف نمی توان در معاملات استفاده کرد به همین خاطر ابزار دیگری به نام خط روند را تعریف می کنیم که برای شناسایی روند و معامله مفید است.(البته از نظر تکنیکال کارها). همانطور که می دانید وقتی قیمتها بخواهند از نقطه ای به نقطه ای دیگر حرکت کنند، این حرکت را به صورت مواج و با صعود و فرودهای متوالی انجام می دهند. هر گاه در یک حرکت صعودی(نزولی) بتوان خطی را رسم کرد که حداقل 2 نقطه از پایین ترین(بالاترین) جای فرودها(صعودها) را به هم وصل کند به آن خط روند صعودی(نزولی) می گویند. در واقع در یک روند صعودی (نزولی) همواره قیمت بالاتر(پایین تر) از خط روند صعودی(نزولی)  حرکت می کند. با وجود اینکه برای رسم خط روند داشتن دو نقطه کفایت می کند اما برای تایید لازم است که این خط حداقل از 3 نقطه عبور کند.

 

اهمیت خط روند به حدیست که غالب تحلیلگران تکنیکال هنگامی به روند اتکا می کنند که بتوانند برای آن خطی رسم کنند و بسیاری دیگر اگر خطی نتوانند رسم کنند روندی را در نظر نمی گیرند.

مشکلات از همینجا آغاز می شود برای کشیدن یک خط روند ناقابل 5 نفر تحلیلگر می توانند برای یک نمودار 50 خط رسم کنند. در ادامه برای یک نمودار چند خط که همگی صحیح هستند رسم می کنیم و به نقد آنها می پردازیم.

 

یک نکته مهم: هرگاه خط روندی زیبا را رسم کردید که کاملا بر نمودار منطبق بود (در نمودار کنونی قیمتها نه گذشته آنها) احتمال اینکه این روند ادامه پیدا کند تنها 10% می باشد و به احتمال 90% روند زیبای شما شکسته خواهد شد.

 

مطالب را هر روز دنبال کنید...

 

+ نوشته شده در  86/08/22ساعت 8 بعد از ظهر  توسط یوسف  | 

تا کنون 2 اصل را بررسی کردیم. اما این دو اصل هیچ کاربردی در پیشبینی بازار ندارند و تنها گذشته بازار را به خوبی تحلیل می کنند و قوانینی را برای آنها در نظر می گیرند به همین دلیل اصل دیگری نیاز است تا بتوان پلی بین تحلیل گذشته بازار و اتفاقات آینده آن برقرار کرد.

 

اصل 3 این کار انجام می دهد. در این اصل می پذیریم که تاریخ تکرار می شود و به همین طریق سعی می کنیم با استفاده از گذشته بازار آینده آن را پیشبینی کنیم. وقتی به رفتارها خود دقت کنید می بینید که در بسیاری از مسائل روز مره از این اصل برای پیشبینی استفاده می کنید. مثلا سعی می کنید با شبیه سازی شرایط سیاسی کنونی با شرایط خاصی در گذشته همان اتفاقات را برای آینده در نظر بگیرید.

هنگامی که در بازار روندی را که در گذشته شکل گرفته می بینیم، با استناد به همین اصل ادعا می کنیم که رفتار قیمت در قالب این روند در آنده تکرار می شود و سعی می کنیم از آن برای کسب سود استفاده کنیم. اما ....

 

هر چند این اصل مبنای پیشبینی های تحلیل تکنیکال می باشد و به همین دلیل ممکن است خوشایند باشد اما در آینده و پس از کمی جلو رفتن در تحلیل تکنیکال می بینیم که این اصل در واقع ادعا می کند که رفتار بازار خطی است و این بزرگترین مشگل تحلیل تکنیکال است.

هر چند جا برای بحث روی همین 3 اصل بسیاز زیاد است اما به سراغ مباحث بعدی می رویم تا هرچه زودتر بتوانیم به نتایج دلخواه و حقایق بازار برسیم.

 

فراموش نکنید ممکن است بسیاری از مطالبی که برای شما خوشایند می باشد در واقع نادرست باشند. برای اینکه بتوانید در میان 10% سود کننده باشید باید متفاوت فکر کنید.

 

مطالب را هر روز دنبال کنید...

 

 

+ نوشته شده در  86/08/20ساعت 11 بعد از ظهر  توسط یوسف  | 

تحلیل تکنیکال (فنی)

در این نوع تحلیل، برای پبش بینی حرکت بازار به هیچ وجه به عوامل رشد و یا کاهش قمیت دقت نمی شود بلکه تنها چیزی که اهمیت دارد نمودارها و حرکت قیمت در گدشته است. در واقع در ابن نوع تحلیل با استفاده از اشکال هندسی و تعبیرات آماری که بر روی قیمتها در نظر گرفته می شود سعی می کنندآینده قیمتها را پیش بینی کنند.

تحلیل تکنیکال بر پایه سه اصل اولیه قرار دارد.

 

1-     همه اتفاقات بازار در قیمتها دیده می شود

2-     قیمتها در قالب روندها حرکت می کنند

3-     تاریخ تکرار می شود

 

برای اینکه هر چیز علمی را بتوانیم خوب در ک کنیم و در بهترین مواقع از آن استفاده کنیم همیشه باید به پایه ای ترین مطالب آن خوب دقت کنیم.

از همینجا تفاوت نگاه ما با 90% آموزشهای رایج آغاز می گردد. شاید شما هم ترجیح دهید که هر چه سریعتر به سراغ مطالب تخصصی و پیچیده برویم و به طور مثال ترکیب جادویی از اندیکاتورها را معرفی کنیم که بتوان با آن پولدار شد ولی تمام مشکل در همین عدم دقت کافی به مفاهیم ظاهرا ساده می باشد.

اکنون می خواهیم کمی بر روی این سه اصل تمرکز کنیم. تمام آنچه در تحلیل تکنیکال مطرح می شود از همین سه اصل حاصل می گردد.

 

در اصل اول ادعا می شود که همه اتفاقات بازار در قیمتها لحاظ می گردد. این اصل تقریبا بدیهی است زیرا هر علتی که موجب تغییر در اوضاع مالی و اقتصادی شود، در حرکت قیمت خود را نشان می دهد. با استناد به همین اصل تکنیکال کار تمام توجه خود را به قیمتها معطوف می کند. در واقع او بدون دقت به علل افزایش و یا کاهش قیمتها به دنبال راهیست تا با استفاده از نمودارها آینده قیمتها را پیش بینی کند به همین دلیل اصل دوم را برای خود در نظر می گیرد.

 

این اصل بیانگر این نکته است که قیمتها به صورت تصادفی و کاتوره ای حرکت نمی کنند بلکه حرکت آنها جهت دار است و در قالب   موجودی به نام روند   حرکت می کنند. این اصل را تکنیکال کار با بررسی گذشته بازار و از روی تجربه به دست آورده است.

این اصل از اهمیت ویژه ای برخوردار است و نباید از کنار آن به سادگی بگذرید. تمام آنچه در تحلیل تکنیکال اتفاق می افتد تعریف، یافتن و قرار گرفتن در مکان مناسبی از روند است. شاید باور نکنید ولی تقریبا تمامی ابزار و اندیکاتورهایی که در این تحلیل مورد استفاده قرار می گیرد همگی به دنبال روند هستند . از طرف دیگر وجه تمایز تحلیل تکنیکال با نظریاتی همچون نظریه گشت تصادفی نیز تنها در این اصل می باشد که به آن اشاره خواهیم کرد.

 

آیا می دانید 90% افراد بازار ضرر کننده هستند؟

آیا می دانید 90% کسانی که حتی دانش زیادی در زمینه تحلیل تکنیکال دارند تا کنون به این شکل به این مطالب اولیه دقت نکرده اند و از کنار آن به سادگی گذشته اند؟

 

مطالب را هر روز دنبال کنید...

 

+ نوشته شده در  86/08/16ساعت 6 بعد از ظهر  توسط یوسف  | 

 

فرض کنبد می خواهیم کالا، ارز، سهام و یا فلز گرانبهایی را خریداری کنیم . برای معامله نیاز داریم تا به هر دلیلی تشخیص دهیم تغییر قیمت در آینده به چه شکلی می باشد.

ابن کار، تحلیل نام دارد. در بازارهای مالی دنیا چند روش کاملا متفاوت برای تحلیل به وجود آمده است. که می توان آنها را به دسته های زیر تقسیم کرد:

  • تحلیل فاندامنتال
  • تحلیل تکنیکال
  • نظریه گشت تصادفی
  • نظریه آشوب

تحلیل فاندامتنال (بنیادی)

به بررسی رفتار قیمت و پیشبینی آن به وسیله در نظر گرفتن عوامل تغییر ، تحلیل بنیادی گفته می شود. این عوامل می تواند اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، نظامی و .... باشد.

برای مثال فرض گنید می خواهیم جفت ارز EUR/USD را بررسی کنیم. برای این کار باید به کلیه عواملی که می تواند بر روی EUR و USD اثر گذار باشد را مد نظر قرار دهیم که می توان به عواملی همچون نرخ بهره، تراز تجاری، میزان بیکاری، اوضاع سیاسی، چشم انداز اقتصادی آینده آنها و ... اشاره کرد.

به طور خلاصه می توان گفت برای معاملات کوتاه مدت و نوسانگیری در بازارهای مالی این تحلیل کارایی بسیار کمی دارد. زیرا با توجه به عواملی بیشمار اثر گذار بر روی قیمتها جمع بندی آنها برای اینگونه معاملات غیر ممکن است.

بهترین کاری که ابن نوع تحلیلها انجام می دهند ارائه دلیل تغییرات قیمتها پس از حرکت آنهاست.

ولی باید دقت کرد که در لحظاتی از بازار که اخبار مهم فاندامنتال عنوان می شود (مانند اعلام نرخ بهره) ممکن است بازارها دچار تغییرات شدیدی باشند هرجند معمولا جهت  این تغییرات را هیچ فاندامنتال کاری به درستی پیشبینی نمی کرده است.

 

مطالب را هر روز دنبال کنید...

 

+ نوشته شده در  86/08/13ساعت 8 بعد از ظهر  توسط یوسف  | 

من متاسفانه در گیر کاری بودم که فرصت نوشتن را از من گرفت از تمامی دوستان معذرت مب خواهم و از امروز مطالب را به صورت منظم به روز میکنم.
در هز هفته 5 مطلب در وبلاگ می گذارم

+ نوشته شده در  86/08/13ساعت 2 بعد از ظهر  توسط یوسف  | 

تیتر مطالبی که از این پس به طور مرتب و هفته ای 5 روز در ویلاگ قرار داده می شود به شرح زیر است:

این مطالب برای هر دو گروه تازه کار و آشنا با بازار کارایی دارد و در بین مطالب سعی می کنیم آنها را با واقعیت بازار محک بزنیم

 

انواع تحلیل های رایج در بازار های مالی:

  • تحلیل فاندامنتال
  • تحلیل تکنیکال
  • نظریه گشت تصادفی
  • نظریه آشوب

 

تحلیل تکنیکال:

  • اصول اولیه
  • روندها
  • سطوح حمایت و مقاومت
  • برگشتها
  • الگوها
  • شاخصهای(اندیکاتورها) تکنیکال
  • امواج الیوت

 

نظریه آشوب:

........

مطالب را هر روز دنبال کنید...

 

+ نوشته شده در  86/07/24ساعت 8 بعد از ظهر  توسط یوسف  | 

از امروز می خواهیم از پایه ای ترین مطالبی که هر کسی برای کار در این بازار به آن نیاز دارد، شروع کنیم و در هر قسمت به نقد واقع بینانه آن بپردازیم. اگر دوستان علاقه مند باشند همچنین با استفاده از نمودارهای همان روز سعی می کنیم  از مطالب گقته شده استفاده کنیم تا با مشکلات و واقعیتهای تحلیل های رایج آشنا شویم.

از آنجاییکه مطالب از ابتدا تشریح می شوند برای کلیه تازه کار ها مفید خواهد بود و دوستان حرفه ای تر و کسانی که در ضرر هستند نیز می توانند با دقت به نقد ها به ویژه نقد موضوعی تحلیل تکنیکال دنیای خود را تغییر دهند و با واقعیات بازار آشنا شوند.

 

مطالب را هر روز دنبال کنید...

+ نوشته شده در  86/07/16ساعت 6 بعد از ظهر  توسط یوسف  | 

در حال تدوین یه سری مطالب منظم و منسجم برای قرار دادن تو وبلاگ هستم تا برای همه مفید باشه.
از همین هفته شروع می کنم.
+ نوشته شده در  86/07/15ساعت 9 بعد از ظهر  توسط یوسف  | 

من دو ماه نبودم. داشتم دوران آموزشی خدمت سربازی را پشت سر می گذاشتم.

دوباره کار رو ادامه می دهم.

از تمام کسانی که در ابن مدت به من ایمیل زدن و در خواست ادامه کار را داشتند تشکر می کنم.

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 5 بعد از ظهر  توسط یوسف  | 

چنانچه بتوانید ساختار مغزی خود را به طور کامل بشناسید و دقیقا بدانید در هر لحظه تصمیمی که می گیرید با توجه به چه عواملی بوده است، می توانید بر رفتار خود نه تنها در قبال بازار بلکه در تمام قسمت های رندگی تسلط داشته باشید. این امر مستلزم دانستن مسائل مختلف روانشناسی و ترکیب آن با مسائل موجود در بازار است.

بیشتر معامله گرانی که در ضرر بوده اند و من با آنها کار کرده ام اهمیت این قسمت از کار را کمتر از تحلیل می دانستند. کمی که حرفه ای تر می شدند به اهمیت مدیریت سرمایه پی می بردند ولی بخش روانشناسی بخشی است که همگان خود را در آن علامه می دانند و نهایتا با وضع چند قانون رفتاری برای معاملاتشان، فکر می کنند از پس آن بر می آیند. اما این قسمت از کار دقیقا به اندازه تحلیل درست اهمیت دارد.

 

همه شما برای شروع به کار، یا از طریق منابع و یا کلاسهای آموزشی تحلیل را آموخته اید. اما چه تعداد از شما تا کنون به قسمت روانشناسی به صورت علمی نگاه کرده اید و از آن در بازار و جهت کسب سود بهره برده اید؟ حتی پس از کوله باری از ضرر هنوز بیشتر به دنبال یک تحلیل جدید، نرم افزار جدید و با تکنیک های جدید می گردید. البته غیر از این هم نباید انتظار داشت. زیرا همواره تعداد کسانی که سود می کنند بسیار کم است.

 

فراموش نکنید که تحلیل صحیح، مدیریت سرمایه و روانشناسی بازار هر کدام یک پایه از "سه پایه سود" هستند. چه کسی می تواند بگوید در سه پایه کدام پایه اهمیت بیشتری دارد؟

تمام کسانی که من با آنها کار کردم، فقط پایه تحلیل را آن هم نه تحلیل صحیح (بلکه تحلیل های خطی که در باره آن صحبت کرده ایم) را فرا گرفته بودند.

 

+ نوشته شده در  85/11/19ساعت 1 بعد از ظهر  توسط یوسف  |